حسن حسن زاده آملى

323

هزار و يك كلمه (فارسى)

و اين در نتيجهء غذا پيدا مىشود . با آنكه پروتوپلاسما را تجزيه كرده و عناصر آن را به دست آورده‌اند مع ذلك مىگويند ممكن نيست انسان به مخلوط نمودن اين اجزا به نسبت معين ، پروتوپلاسماى مصنوعى بسازد و چنان كه در صفحه 8 از فيزيولوژى تصنيف « هدن » مذكور شده است ، كسى كه در صدد ساختن مادهء حياتى است اگر عمل او را مانند كيمياگراهاى قرون وسطى احمقانه بدانيم كه مىخواستند در يك قرع روحى را متجسّد كنند حق خواهيم داشت . بعضى مىگويند ذرات كوچك عناصر كافى نيست كه به يك اندازه معين تركيب شوند ، بلكه بايد به وضع مخصوصى نسبت به هم قرار گيرند تا يك سلول حياتى از پروتوپلاسما پيدا شود و بشر هنوز قدرت اين را پيدا نكرده كه ذرات آب و فسفر و اكسيژن و غيره را با شرايط مخصوصى پهلوى هم قرار دهد ، اگر چه به نسبت متساوى از اين عناصر مخلوط نمايد و مثل مىزنند به ماشينهاى مصنوعى مانند ساعت كه چرخ و اسباب آن را اگر كيف ما اتّفق تركيب كنيم به كار نمىافتد بلكه ترتيب خاصى بين اجزا شرط است . حيات هم مانند عمل يك ماشين است و آب و فسفر و اكسيژن و غيره را كه مصنوعا مخلوط كنيم ترتيب خاصى در وضع و محل اجزا محقّق نمىشود . لذا نمىتوان پروتوپلاسما را ساخت . جمعى ديگر معتقدند كه در موجودات حيّه ، جوهر ديگرى غير از مواد با آنها متحد مىشود و آثار مخصوصهء حياتى از آن جوهر است نه آنكه آن جوهر ماده باشد ولى حلول در ماده نموده . نه فقط در موجودات حيّه بلكه در كليهء مركبات حقيقيه كه اثر مركب غير از مجموع اثر اجزا باشد مانند آب كه از اكسيژن و هيدروژن مركب است جوهرى كه غير از مواد عنصريهء آن است با آنها متحد مىشود و آثار خاصّه كه غير از اثر اجزاء است از آن جوهر ظاهر مىشود و اين جوهر موسوم است به « صورت نوعيه » و در موجودات حيّه بخصوص به « نفس » ناميده مىشود . قرينهء اينكه تا صورت نوعيه با مواد متحد نشود آثار خاصه بروز نمىكند اين است كه هيچ اثرى بدون منشأ و علت واقع نمىشود و بايد منشأ و علت آن موجود باشد . اكنون مىگوييم : به صرف مخلوط نمودن اكسيژن و